» حسین هنوز مظلومه....
» شاید این جمعه بیاید
» آیا این مطالب را در مورد حضرت مهدی (عج) میدانستید ؟
» دلیل خودداری از بکار بردن نام امام زمان(عج)
» مقاله ای در مورد امام موسی کاظم(ع)
» ولادت امام موسی کاظم(ع)
» دلیل بزرگداشت اربعین چیست‌؟
» مقاله کامل در مورد اربعین حسینی
» مقاله در مورد محرم
» چند عکس
درباره ما

ماه محرم را بر تمام مسلمین جهان و محبین آن حضرت تسلیت می گویم
نویسندگان
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
center>

استخاره آنلاین با قرآن کریم

تعبیر خواب آنلاین

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

centera title= نماز
72 height= حدیث منتخب
دعای فرج:

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج

کد تح:

کد متحرک کردن عنوان وب

کد خوش:

پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
» lمتن زیبا برای امام زمان(۱)
» آیا این مطالب را در مورد حضرت مهدی (عج) میدانستید(۱)
» احادیث نقل شده از امام زمان(۱۱)
» اخبار فرهنگی(۱)
» اربعین(۱)
» ارتباط با امام زمان(٢)
» امام زمان(عج)و مهدویت(٢)
» امام موسی کاظم(۱)
» به سوی ظهور(۳)
» بیایید کاری کنیم (۱)
» تبریک(۱)
» تفسیر(٢)
» جملات زیبا(۱)
» جملات زیبا برای امام زمان(٩)
» چه کنیم که معصیت نکنیم :(۱)
» حجاب(۳)
» حدیث(۳)
» حسین هنوز مظلومه(۱)
» خاطرات شهدا(٧)
» داستان های شهدا(۱)
» دردل با امام زمان (عج)(۱)
» دلیل خودداری از بکار بردن نام امام زمان(عج)(۱)
» زمان غیبت(۱)
» زندگینامه چهارده معصوم(۳)
» شاید این جمعه بیاید(۱)
» شب قدر(۱)
» شعر(۳)
» شعر با موضوع جنگ و شهدا(۳)
» شعر با موضوع جنگ و شهدا با موضوع جنگ و شهدا(۱)
» شعر ببا موضوع جنگ و شهدا(۱)
» عصر ظهور(٢)
» علامات ظهور(۱)
» عکس امام زمانی(۱)
» عید فطر(۱)
» فایل های جالب(۱)
» فرهنگ انتظار(٢)
» ماه محرم(٥)
» محرم(۱)
» مداحی(۱)
» مداحی-روضه عکس(۱)
» مطالب ابن عربی در "فتوحات مکیه&a(۱)
» مطالب جالب(٦)
» مطالب در مورد امام زمان(۳)
» مطالب دهه فاطمیه(٤)
» مطالب ظهور(٢)
» مهدویت(٤)
» نبش قبر حجر بن عدی و مباحث مربوط(۳)
» نوشته های مدیریت به بازدید کنندگان(٢)
» هیچ داری از دل مهدی خبر(۱)
» ولادت(۱)
» ولادت امام زمان (عج)(۱)
چرا اعلام زمان ظهور نهی شده است؟
+ نویسنده داریوش هاشمی در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ | نظرات ()

 

چرا اعلام زمان ظهور نهی شده است؟
در این روزها، نویسندگان زیادی اقدام به مشخّص کردن زمان ظهور امام زمان(ع) کرده‌اند. این خود، نشان‌دهندة اشتیاق و لحظه‌شماری مردم برای زودتر تحقّق یافتن بشارت‌های نبوی(ص) است که طبق آن، صفحات تاریخ دگرگون می‌شود و جهت حرکت بشریّت را از ستم و بی‌عدالتی به سمت عدالت و دادپروری تغییر می‌دهد. این کار، یا از عشق زیادشان به حضرت بقیّـةالله(ع) سرچشمه می‌گیرد یا از ناآگاهی آنها از حقایق واقعی.

حقیقتی که باید بدان توجّه داشت، این است که ائمة اهل‌بیت(ع) با وجود آنکه بسیار، از امام مهدی(ع) سخن گفته و ویژگی‌های دوران ایشان و نشانه‌های ظهورش را برشمرده‌اند، امّا از بیان زمان ظهور خودداری کرده و حتّی مردم را از مشخّص کردن زمان خاصّی برای ظهور ایشان، نیز نهی کرده‌اند. امامان(ع) به ما دستور داده‌اند، هر کس را که از زمان ظهور خبر می‌دهد، تکذیب کنیم، زیرا زمان ظهور یکی از اسرار الهی است که خداوند بزرگ، با حکمتی، آن را از مردم پوشیده و پنهان نگاه داشته است.

   
 

2. جابر البلوشی، در کتاب خود: «ظهور الامام المهدی(ع) عام 2015 م. نبوءةٌ قرآینة» ظهور امام(ع) را در روز شنبه، دهم ماه محرم سال 1437 ق. بر اساس علم اعداد و حروف و با توجّه به آیات قرآن دانسته است. او بسیاری از حوادث ظهور و وقت وقوع آن را بیان کرده است، از جمله:

ـ 2010 م، ترسیم مرزهای همیشگی اسرائیل، خروج آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از عراق؛
ـ 2014 م، یک سیارة بزرگ به زمین برخورد می‌کند و باعث به وجود آمدن طوفان‌ها، زمین‌لرزه‌ها و سیل‌های زیادی در تاریخ 21/3/2014 می‌شود؛
ـ 1436 ق. خروج سفیانی، خراسانی و یمانی؛
ـ 2018 م، نزول حضرت مسیح(ع)؛
ـ 2019 خداوند ایالات متّحدة آمریکا را با دو طوفان و با یک سیارة کوچک (شهاب سنگ) نابود و ویران می‌کند.
 

5. سیّد محمد علی طباطبایی در کتاب خود: «مائتان و خمسون علامة؛ دویست و پنجاه نشانه»، زمان‌هایی را به عنوان سال ظهور مشخّص کرده است و در فصل یازدهم آن، براساس محاسبة ابجدی زمان ظهور، گفته است: «اینها تنها می‌تواند یک احتمال باشد».3

6. سیّد حسین حجازی نویسندة کتابی با عنوان: «إستعدّوا فإنّ الظّهور قریب؛ آماده باشید، ظهور نزدیک است»، نوشته است: «بدون اینکه تاریخی برای فرج تعیین کنیم، با مطالعة این کتاب و پس از تأمل، اندیشه و درنگ به این نتیجه می‌رسیم که زمان ظهور نزدیک است و به طور دقیق‌تر باید بگوییم که حتّی سالمندان ما هم باید آروزی دیدار مولایمان را در زمان حیات خود داشته باشند».


 دلایل تعیین کنندگان زمان ظهور:

تعیین‌کنندگان وقت ظهور هیچ‌گونه ایرادی برای تعیین زمان ظهور نمی‌بینند، نه حرمتی و نه هیچ‌گونه نهی‌ای. آنها می‌گویند:
1. احادیث و روایات شریفه‌ای که تعیین زمان ظهور را نهی می‌کنند، عام و مطلق نیستند، بلکه منظور آنها تکذیب کسانی است که توقیت را به اهل‌بیت(ع) نسبت می‌دهند و درحقیقت، توقیت منسوب به ایشان(ع) به دروغ را نهی کرده است. یعنی کسانی که زمانی برای ظهور تعیین می‌کنند، صرفاً اگر آن زمان و گفتة خود را به اهل‌بیت(ع) نسبت دهند، دروغ‌گو هستند، زیرا امامان(ع) در گذشته، زمانی برای آن مشخّص نکرده‌اند و در آینده نیز زمانی را تعیین نمی‌کنند.

2. روایتی وجود دارد که ثابت می‌کند ائمّة اهل‌بیت(ع)‌ زمان ظهور را بیان کرده‌اند،‌ خداوند بداء پیش آورده و زمان ظهور را تغییر داده است. به عنوان مثال، در روایتی آمده است: «ابوحمزة ثمالی گفت: از امام محمّد باقر شنیدم، فرمود: ای ثابت، خداوند، زمان این امر را در سال 70 هجری تعیین کرده بود، زمانی که حسین(ع) کشته شد، امّا غضب خداوند شدّت یافت و آن را به سال 140 به تأخیر انداخت، هنگامی که ما در مورد آن با شما سخن می‌گوییم شما آن را منتشر و فاش می‌کنید و پرده و نقاب را برمی‌دارید و به همین دلیل، خداوند پس از آن، زمانی را معین نفرموده است. ابوحمزه می‌گوید: در مورد آن با امام جعفر صادق(ع) سخن گفتم و ایشان فرمود: «درست است، این‌گونه بوده است».8 این روایت روشن و صریح است و همان‌گونه که ماجد المهدی می‌گوید، اگر توقیت و تعیین زمان ظهور، حرام یا ممنوع بود، آیا امکان دارد معصومی مرتکب فعل حرام و ممنوع شده باشد؟

3. روایات زیادی از اهل‌بیت(ع) نقل شده که مردم را از نام‌گذاری یا نام بردن امام زمان(ع) نهی می‌کند و از روایات مختلف درمی‌یابیم که حتّی بردن نام امام مهدی(ع) نیز ممنوع و نهی شده و از نظر شرعی حرام است9. جدا از این، یک روایت وجود دارد که افرادی را که در میان مردم نامی بر او می‌گذارند لعن کرده است. با توجّه به این مطالب، باید گفت همة ما ملعون هستیم زیرا ما شب و روز نام‌هایی را برای ایشان به کار می‌بریم. در گردهم‌آیی‌ها، بر منبر مسجدها و حسینیه‌ها و در اینترنت، چه کسی از ما نام شریف ایشان را نمی‌داند؟!
حال، ما چگونه می‌توانیم این احادیث را با احادیث و روایات زیادی از اهل‌بیت(ع) که نام امام مهدی(ع) را ذکر کرده‌اند، در کنار هم بگذاریم؟ و حتّی یک حدیث اهل‌بیت از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند که نام دوازده امام بعد از خودشان را ذکر کرده است. با خواندن این حدیث متوجّه می‌شویم که نام امام مهدی(ع) «م‌ح‌م‌د» بن امام حسن عسکری است و با توجّه به این، توقیت را نیز می‌توان از این باب دانست و آن را جایز شمرد.


4. شیخ کلینی در کتاب «الکافی» هشت باب را به صاحب‌الزّمان(ع) اختصاص داده که ششمین باب تحت عنوان «مکروه بودن توقیت» است. کلینی در این باب، دو خبر از امام باقر(ع) و پنج خبر از امام جعفر صادق(ع) در نفی مسئلة توقیت ظهور امام ذکر کرده امّا چرا تعیین زمان ظهور را مکروه دانسته است، نه حرام؟ ماجد المهدی سؤال می‌کند: چرا شیخ کلینی این باب را تحت عنوان مکروه بودن توقیت آورده نه حرام و ممنوع بودن توقیت؟

نهی توقیت؛ روایات و عقل


برخی ادّعا می‌کنند که تعیین زمان ظهور امام(ع) امکان‌پذیر است. با پژوهش و بررسی ادلّة شرعی و عقلی، در می‌یابیم که نهی توقیت از جمله اموری است که در بسیاری از اخبار و روایات بر آن تأکید و توصیه شده است که اعلام زمان ظهور، امری الهی است. از برخی اخبار این‌گونه دریافت می‌شود که هر کس زمانی برای ظهور آن حضرت معین کند، در حقیقت در علم خداوند شریک شده است امّا باید دانست، حکمت الهی چنین اقتضا کرده که زمان ظهور ناشناخته و نامعلوم و از مردم پوشیده باشد؛ همانند امور دیگر مانند شب قدر یا زمان مرگ. علّت نهی توقیت یا تعیین و مشخّص کردن روز ظهور، به وجود حکمتی الهی و اسرار زیادی باز می‌گردد که سیره و زندگی‌نامة ایشان را در بر گرفته است، مانند مسئلة غیبت. با توجّه به این، از نظر نگارنده راز اصلی توقیت، این است که از امور غیبی است. به همین دلیل، ما در ادامة این پژوهش در شماره‌های بعدی سعی می‌کنیم برخی از حکمت‌ها و دلایل نهی توقیت و راز پوشیده نگاه داشتن زمان ظهور را برای خوانندگان گرامی، روشن سازیم. 

سیّد محمّد حسینی شیرازی در کتاب خود تحت عنوان الامام المهدی(ع) گفته است: گفته شده ذکر نام ایشان در زمان غیبت جایز نیست، امّا سخن غیر متیقنی است زیرا شرایط سیاسی زمان امام عسکری(ع) و پس از آن، اجازه ذکر نام شریف ایشان را نمی‌داد زیرا عبّاسیان و امثال اینها، تلاش می‌کردند ایشان را از یادها ببرند و ایشان را به قتل برسانند و تصوّر می‌کردند می‌توانند نور خداوند را خاموش کنند. امّا ظاهراً ذکر نام ایشان در این زمان جایز است. هرچند تمام حکمت‌های عدم ذکر نام ایشان در آن زمان برای ما روشن نشده است جدا از این، در مورد حرمت نام‌گذاری و حرمت ذکر نام شریف ایشان نیز اختلاف نظر وجود دارد. در دوران متأخر، مشهور این است که ذکر نام ایشان جایز است و حرمت نام‌گذاری مربوط به زمان غیبت صغرا است و آن هم علل داشته که ما آن را ذکر کردیم. به نظر ایشان، آن‌گونه که در موسوعة الفقه، ج 93، کتاب المحرمات، ص 198 آمده: تسمیّة امام غایب(ع)، به نام م‌ح‌م‌د، ظاهراً نام بردن از ایشان با این نام حرام نیست، قول به حرام بودن آن مشکل است هر چند احتیاط در ترک آن است.

البته به نظر من باید منتظر بمانیم تا زمان واقعی ظهور را ببینیم.



برچسب‌ها: مطالب ظهور
 
+ نویسنده داریوش هاشمی در ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ | نظرات ()

مسئله مهدویت، انتظار مصلح و موعود منتظر، از ویژگی‌های دین اسلام نیست، بلکه همه ادیان و مذاهب آن را پذیرفته‌اند و تنها اختلاف موجود بین آن‌ها در نام‌گذاری است…پیامبران الهی، که هر یک از آن‌ها مصلح دوران خود بوده‌اند، از ظهور کسی خبر می‌دهند که جهان را به تسخیر خود در می‌آورد و بر همه کره زمین حکم‌رانی خواهد کرد و گسترده عدالتش اقطار زمین را فرا می‌گیرد…


حضرت مهدی‌(عج) به عنوان منجی موعود که تمام ادیان الهی به ظهورش پیروان خود را وعده داده‌اند، تمام پیامبران از خضر نبی تا عیسی‌بن مریم (علیهم السلام و الصلاة) به او اقتدا می‌کنند. اما آنچه حائز اهمیت است، شباهت‌های بسیاری میان حضرت عیسی بن مریم (ع) با مهدی موعود(عج) است که برخی از این شباهت‌ها اشاره می‌شود:

* شباهت در کیفیت تولد

آن‌گونه که از ظاهر برخی آیه‌ها و روایت‌ها بر می‌آید، هنگامی که حضرت مسیح(ع) به دنیا آمد، خداوند متعال ولادت او را پنهان نگاه داشت و به مریم دستور داد به مکان «قصّی» رفته و در آنجا پناه گیرد. سپس زکریا و همسرش، خاله مریم، در پی او روان شده و او را یافتند. پس از آن، حضرت عیسی(ع) معجزه‌اسا به سخن آمده و خود را معرفی نمود.
شیخ صدوق(ع) در «کمال‌‌الدین و تمام النعمة» از امام صادق(ع) نقل می‌کند: «فلما ولد المسیح اخفی الله عزوجل ولادته، و غیب شخصه؛ لان مریم لما حملته انتبذت به مکانا قصیا، ثم ان زکریا و خالتها اقبلا یقصان اثرها حتی هجما علیها و قد وضعت ما فی بطنها وهی تقول: یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا فاطلق الله تعالی ذکره لسانه بعذرها واظهار حجتها»؛
در مورد امام زمان(ع) نیز خداوند بزرگ، حمل مادر و هنگام ولادتش را مخفی داشت و پس از به دنیا آمدن هم، جز حکمیه و مادرش، و بعدها گروهی اندک از یاران ویژه، کسی آگاه نشد. البته از حدیث‌های رسیده استفاده می‌شود که در شرایط مناسب، امام عسکری(ع) او را به برخی از مردم دیگر نیز معرفی کرده است. امام زمان(ع) پس از وفات امام حسن عسکری(ع) و نماز بر پیکر آن حضرت، طولی نکشید که از طریق سرداب مقدس، در پس پرده غیبت قرار گرفت. امام باقر(ع) فرمودند:
«انظروا من غیب عن‌الناس ولادته، فذاک صاحبکم»؛ نگاه کنید به کسی که ولادتش از مردم پنهان گشته؛ اوست صاحب شما.
هر یک از ما، قائم به امر خدا و هادی به سوی آیین اوست، لکن قائم کسی است که ولادتش بر مردم پوشیده است، و شخص او از آنان غایب می‌باشد.
این امام همام همچنین می‌فرمایند:
و اما شباهت قائم آل‌محمد(ع) به عیسی(ع) اختلاف کسانی که در مورد وی اختلاف نمودند؛ تا جایی که گروهی از آنان گفتند: وی ولادت نیافته؛ گروهی دیگر او را مرده گفته، و طایفه‌ای نیز‌گفته‌اند: کشته گردیده و به دار آویخته شده است.
سعید بن جبیر نیز از امام زین‌العابدین (ع) روایت می‌کند که آن حضرت فرمود: ولادت قائم از ما، بر مردم مخفی است تا آن جا که می‌گویند: هنوز متولد نشده است؛ برای اینکه هنگام خروج، بیعتی برای فردی برگردنش نباشد.
دستگاه حاکم ستم کار وقت، همه نیروهای خود را در اطراف خانه امام حسن عسکری(ع) متمرکز کرده و ده‌ها جاسوس گمارده بود، تا از تولد ولی‌عصر روحی له الفدا ـ آگاه شده نقشه خائنانه خود را اجرا کرده و برای همیشه آن مهر تابان و خورشید فروزان را خاموش سازند؛ غافل از آنکه خواست و اراده خدا به این تعلق گرفته که حجت و ولیش را در پناه خود مصون و محفوظ نگه دارد؛ «وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»

* داشتن دو نام

حضرت مهدی (ع) نیز مانند حضرت عیسی (ع) دو نام دارد؛ فرات بن ابراهیم کوفی، ذیل آیه کریمه :«وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا» می‌نویسد:
برای ما از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود:
«ووَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا» حسین بن علی (ع) است و «سمی الله المهدی ، المنصور، کما سمی احمد و محمد و محمود و کما عیسی المسیح» مهدی (ع) «منصور» نامیده شده است، چنان که (پیامبر گرامی (ع)) احمد، محمد و محمود نامیده شد و همان‌گونه که حضرت عیسی بن مریم، «مسیح» نامیده شد.

* شباهت سیمای مهدی (ع) به مسیح (ع)

نقل شده است که مهدی قائم آل محمد (ع) از نسل علی بن ابی‌طالب (ع) است. وی در اخلاق، اوصاف، شکلف سیما، شکوه و هیبت، چون عیسی بن مریم است؛ خداوند به همه پیامبران هر چه داده، به او نیز داده با اضافاتی؛
و عامه نیز روایت کرده‌اند: آن جناب شبیه‌ترین مردم است به عیسی بن مریم. هر چند ابن عربی گوید: «(موعود منتظر (ع)) در آفرینش چون رسول اکرم (ع) و در اخلاق یک درجه پایین‌تر از اوست، زیرا بدیهی است که کسی نمی‌تواند در سطح پیامبر اکرم (ع) باشد»، ولی از روایات شیعه استفاده می‌شود که آن بزرگوار، شبیه پیامبر خاتم (ع) هستند؛ برای مثال، حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا (ع) می‌فرماید:
بأبی و امی سُمّیَ جدی و شبیهی و شبیه موسی بن عمران؛ علیه جمرة النور تتوقد من شعاع ضیاء‌القدس … یشبه رسول‌الله فی الخلق.
پدر و مادرم فدایش شوند! او هم نام جدم رسول خدا (ع) ‌و سیمایش شبیه سیمای من و موسی بن عمران است؛ بر گرد او هاله‌ای از نور است که روشنایی خود را از شعاع و روشنایی نور الهی می‌گیرد… در خلق و خوی شباهت دارد به رسول خدا (ع).
آیة‌الله صافی گلپایگانی در منتخب الاثر از کتاب کفایة‌الاثر به اسنادش از محمد بن حنفیه از امیر‌المؤمنین (ع) نقل می‌کند که آن بزرگوار فرمود: شنیدم رسول خدا (ع) می‌فرمود:
بأبی و امی سمیی و شبیهی و شبیه موسی بن عمران؛ علیه جیوب النور، او قال: جلابیت النور یتوقد من شعاع القدی؛
پدر و مادرم فدای او شوند! وی هم نام من است و سیمایش شبیه من و شبیه موسی بن عمران است؛ او را هاله‌ای از نور احاطه کرده و نور الهی از چهره‌اش تابان است.
ایشان در باب سوم از فصل دوم نیز چهار حدیث نقل نموده‌اند مبنی بر این که مهدی ـ روحی ‌له الفدا ـ هم نام پیامبر اکرم (ع) کنیه‌اش کنیه رسول خدا (ع) و شبیه‌ترین مردم به پیامبر خاتم (ع) از نظر خلق و خوی است.

* سخن گفتن در گهواره

ابونصر ظریف ، خادم امام حسن عسکری (ع)، می‌گوید:
حضرت صاحب‌الزمان (ع) در گهواره بود؛ به محضرش شرفیاب شدم؛ فرمود: صندل قرمز پیش من بیاور و وقتی که آوردم، فرمود: مرا می‌شناسی؟ آری؛ شما مولای من و فرزند مولای من هستید. فرمود: این را نپرسیدم و این مقصودم نبود. گفتم : منظور خود را بیان فرمایید. فرمود: «أنا خاتم الاوصیاء وبی یدفع الله عن اهلی و شیعتی» ؛ من خاتم اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از اهل و خانواده‌ام و شیعیانم دور می‌کند.
شیخ طوسی (ع) به اسنادش از ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن موسی بن جعفر (ع) از وی، نقل می‌کند که گفت:
هنگامی که صاحب الزمان‌(ع) از شکم مادرش فارغ شد، دو زانو نشست و دست‌هایش را به سمت آسمان بلند نمود؛ سپس عطسه زد و گفت: «الحمدالله رب‌العالمین، وصلی الله علی محمد و آله، زعمت الظلمه أن حجة الله داحظة ولو أذن لنا فی الکلام لزال الشک»؛
ستایش مخصوص خداند، پروردگار عالمیان است و درود خدا بر محمد و خاندان آن حضرت باد! ستم‌گران گمان می‌کنند که حجت خداوند باطل گردیده است؛اگر به ما اجازه سخن داده شود، همه شک‌ها از بین می‌رود.
نیز ابراهیم بن محمد از نسیم خادم، نقل می‌کند که وی گفت:
به محضر صاحب‌الزمان (ع) در حالی که یک شب، بیشتر از تولدش نگذشته بود، شرفیاب شده بودم؛ عطسه زدم، فرمود: «یرحمک الله» نسیم گوید: پس به دعای آن حضرت خوشحال گردیدم. آن گاه فرمود: «إنما ابرشک بالعطاس؟» آیا بشارت دهم تو را بر عطسه کردن؟گفتم: بلی. پس فرمود: عطسه، امان از مرگ است به مدت سه روز.
حکیمه خاتون، دختر امام جواد و عمه امام عسکری (ع)، می‌گوید:
… وقتی که جامع را کنار زدم، دیدم بقیة الله (ع) به سجده افتاده است؛ پس او را در بغل گرفتم و دیدم که آن بزرگوار، نظیف و پاک می‌باشد. سپس پدرش، حضرت ابومحمد عسکری (ع) ندا دادند:عمه جان، فرزندم را بیاور و من او را به خدمت آن امام همام بردم و ایشان وی را در برگرفت، در حالی که دو دستش را بر زیر رانها و پشت فرزند دل‌بندش قرار داده بود و دو پایش را بر سینه‌اش چسبانیده بود. (امام (ع)) زبانش را در دهان مهدی (ع) قرار داده و بر چشمان و گوش طفلش می‌کشد؛ آن گاه گفت: فرزندم! با من حرف بزن. پس قائم آل محمد (ع) گفت: «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمد رسول‌الله». پس از آن، بر امیر‌المؤمنین تا پدر بزرگوارش، یکی پس از دیگری درود فرستاد، آن گاه ابومحمد عسکری (ع) فرمود: ای عمه، او را به مادرش برگردان تا بر وی سلام دهد و سپس او را باز گردان. پس من ایشان را نزد نرگس خاتون، مادرش بردم و سلام داد و بازش گرداندم. سپس امام حسن عسکری (ع) فرمود: ای عمه، روز هفتم ولادت، پیش ما باز گرد…
حکیم گوید: روز هفتم نزد آن بزرگوار شرفیاب شدم و حضرت حجت‌بن الحسن (ع) را در حالی که در پارچه‌ای پوشیده شده بود، خدمت ایشان بردم و با او همان رفتار پیشین را تکرار نمود. وقتی که زبانش را در دهان او گذاشت، گویا دارد شیر و عسل می‌خورد؛ پس فرمود:‌پسرم، سخن بگو! و ایشان گفت: «أشهد أن لا إله إلا الله»؛ و پس از آن بر پیامبر و خاندانش ، از امیر‌المومنین تا پدرش درود فرستاد و سپس این آیه را تلاوت نمود: وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ / وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ.
احمد بن اسحاق بن سعد بن مالک بن احوص اشعری قمی، که از شخصیت‌های بزرگ و معروف قم و وکیل امام حسن عسکری (ع) در آن سامان بود، می‌گوید:
به محضر امام حسن عسکری (ع) رفتم که از جانشین او و امام پس از خودش سؤال کنم. پس از آن که بپرسم، فرمود: ای احمد بن اسحاق، خدای بزرگ از روزی که آدم را آفرید، تا روزی که قیامت به پا شود، زمین را خالی از حجت نگذاشته و نخواهد گذاشت، بلکه همواره حجت خدا در روی زمین خواهد بود که خداوند به وسیله او بلاها را از ساکنان زمین دور کرده و به برکت او باران را فرود می‌فرستد…
ای احمد بن اسحاق، اگر نبود منزلت تو در پیش حضرت احدیت و حجت‌های پروردگار، پسرم را به تو نشان نمی‌دادم. عرضه داشتم: آیا علامتی هست که من بیشتر مطمئن شوم و دلم آراش پذیرد؟ پس ناگهان حجت خدا با زبان فصیح فرمود: «أنا بقیة‌‌الله فی أرضه، و المنتقم من أعدائه ، و لا تطلب أثرا بعد عین یا احمد بن اسحاق»؛
اسحاق، پس از دیدن، دیگر به دنبال نشانه نرو و از آن مپرس.
امام حسن عسکری(ع) فرمود: ای احمد بن اسحاق، این امری از امرهای خدا، و سری از اسرار خدا و غیبی از غیبت‌های خداوند متعال است، آنچه به تو ارزانی داشتیم فراگیر و پوشیده دار و از سپاس‌گزاران باش …

منبع : فارس

تهیه و گردآوری : ظهور۱۲





برچسب‌ها: مطالب ظهور
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...